|
|
|
|
امشب به دل غم زده سودای تو دارم نقشی
به دل از قامت رعنای تو دارم گر جلوه کنی یا نکنی میل تو باشد
اما چه کنم میل به افشای تو باشد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1384ساعت 2:3 توسط ابر نو بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام اول از همه ممنون از تمام دوستانی که لطف کردن و نظراتشون را نوشتن. امروز از یکی از دوستانم خواستم که راجع به این وبلاگ نظر بده , گفت: مراقب باش مطالبی که راجع به مهدی
موعود (عج) دیگه بقیه حرفش نخوندم مهدی موعود , کسی که روزی تمام بشریت برای ظهورش دست تمنا به سوی آسمانها بلند می کنند.
انا المهدى؛ من موعود زمانم، صاحب عصر، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا. من مهدى، قائمه گيتى، خرد هستى و ادامه خدايم. شكيب شما در سراشيب عمر. ميوه باغ آفرينش، فراخى آسمانها و نجابت زمين. من گريههاى شما را مىشناسم. با انتظار شما هر شام ديدار مىكنم. نغمهگر ندبههاى شما در ميان كاج هاى غيبتم. اشك هاى شما آينده من است. دلتنگي هاى من، گشايش بخت شماست. من موى گره در گرهم را نذر پريشان شمايان كردهام . انا المهدى؛ من موعود زمانم، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا. با من از همه آنچه در دل داريد بگوييد. از گرانى بار انتظار؛ از تيرگى شبهاى غيبت؛ از هيمنه جور؛ از هيبت گناه، از فريب سراب، از دروغ خندهها و از دورى اقبال. من با ندبههاى شما مىبالم. من تنگى دل شما را مىشناسم. من برق چشم شما را مى بينم . گرمى دستهاى شما، چراغ خيمه صحرايى من است. انا المهدى؛ من موعود زمانم، صاحب عصر، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا. از دورى و ديرى با من بگوييد. جز من كسى حرف شما را باور نمىكند. جز من كيست كه بداند روزگار شما چگونه روزگارى است؟ جز من كيست كه بداند زخم شما، شكوفه كدام غم است؟ گريه شما، جارى چه اندوهى است؟ و خنده شما تا كجا شكوهمند است؟ مرا باور كنيد. من تنهايى شما هستم. اسب آرزوهاى شما، تنها در چمن ظهور من چابك است. پرنده اميد شما را من پرواز مىدهم. و آشناترين رهگذر شهر شما منم. اناالمهدى؛ من موعود زمانم، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا. مرا بخوانيد و بخواهيد. مرا تا صبح ظهور، انتظار كشيد. مرا كه چون پدران روستايى، با دستمالى از مهربانى به سوى شما مىآيم. با يك سبد انار؛ يك طبق سيب؛ و يك سينه سخن. من شما را از گريههاى شما مىشناسم و شما مرا از اجابتهايم. امسال، باران گرسنه خاك است. ابرها ديگر نمىبارند. خورشيد به ناز نشسته است. بهار خرمى نمىكند. آيا از ياد بردهاند كه شما جمعه شناسان هفته انتظاريد؟ نمىدانند شما شب ها مرا به خواب مىبينيد؟ و روزها زمين را با آهن اندوه مىشكافيد؟ امسال زمين ركاب نمىدهد، و گريه انتظار، شما را امان. من مىآيم، كه هر سال، بهار آمدنى است. من مىآيم كه سفره شما بى نان نباشد. و هفته شما، بى جمعه. اناالمهدى؛ من موعود زمانم. صاحب عصر، قائمه گيتى، خرد هستى، پرورده دامن نرگس و آورنده عدل خدا. اناالمهدى
به امید ظهور |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم فروردین 1384ساعت 20:23 توسط ابر نو بهار
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان از همتون التماس دعا اول از همه برای ظهور اقا ولی عصر(عج) بد هم برای سربلندی اسلام و مسلمین روز شهادت امام هشتم شیعیان علی بن موسی الرضا را هم به تمام شیعیان تسلیت عرض می کنم. نمونه هايي از پرسش هاي کاربران در مورد امام عصر عليه السلام
- نشانه هاي ظهور امام زمان (عج) در آخرالزمان چيست؟ - شرايط ظهور و تفاوت آن با علائم ظهور و نيز شرايط و موانع ظهور را بيان نماييد. - آيا در ميان ياران حضرت مهدي(عج) زن وجود دارد؟ اگر وجود دارد چند نفرند؟ - آيا امام زمان(عج) بر اعمال ما ناظر هستند؟ اگر چنين است نحوه نظارت ايشان به چه نحوي است؟ - چه بايد بكنم كه لبيك گوي مهدي عليه السلام بشوم وبتوانم آقا را روزي ببينم؟ امام زمان عليه السلام از جمله مواردي مي باشد که بسيار سوال برانگيز است. پرسش هايي در باب غيبت، چگونگي ظهور، آخرالزمان، علائم ظهور، تعداد ياران امام، و ... از جمله سوالاتي است که در مورد ايشان مطرح مي شود. در بانگ پرسش و پاسخ سايت تبيان سوالاتي از سوي کاربران عزيز در مورد امام عصر عليه السلام مطرح شده است که ما برخي از آنها را به همراه پاسخ ذکر مي نماييم . - نشانه هاي ظهور امام زمان (عج) در آخرالزمان چيست؟ علائم ظهور به دو دسته كلي تقسيم ميشوند: علائم حتمي و علائم غير حتمي. فضيل بن يسار از امام باقر(ع) روايت كرده كه فرمودند:" نشانههاي ظهور دو دسته است: يكي نشانههاي غيرحتمي و ديگر نشانههاي حتمي؛ خروج سفياني از نشانههاي حتمي است كه راهي جز آن نيست." منظور از علائم حتمي آن است كه تقدير قطعي خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هيچ قيد و شرطي نيست؛ و مقصود از علائم غير حتمي آن است كه وقوع آن ممكن است مشمول بداء گردد، چرا كه وقوع آن مشروط به شروطي است كه اگر آن شروط تحقق يابد آن علائم واقع مي شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نيز تحقق نمييابند. و تنها احتمال وقوع آنها مي رود، و قطعي نيستند. علائم غير حتمي بسيارند. در اينجا روايت مفصلي از امام صادق (ع) را ذکر مي نماييم كه تعداد بسياري از علائم غيرحتمي را برشمرده است. اين روايت را با تغييرات اندكي از كتاب "يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان (عج)" نوشته عليرضا رجالي تهراني نقل مي كنيم. شايان ذکر است که با مطالعه اين روايت در مي يابيم که شباهت هاي زيادي با شرائط زمان ما دارد. در اين روايت، امام صادق (ع) به يكي از ياران خود فرمودند: هر گاه ديدي كه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند؛ و ظلم و ستم فراگير شده است؛ و قرآن فرسوده و بدعتهايي از روي هوا و هوس در مفاهيم آن به وجود آمده است؛ و ديدي دين خدا، عملاً، تو خالي شده، همانند ظرفي كه آن را واژگون سازند! و همچنين هرگاه ديدي كه اهل باطن بر اهل حق پيشي گرفتهاند؛ و كارهاي بد آشكار شده و از آن نهي نميشود، و بد كاران بازخواست نميشوند؛ و مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا ميكنند. و هنگامي كه ديدي افراد با ايمان سكوت كرده، و سخنشان را نميپذيرند؛ و ديدي كه شخص بدكار دروغ گويد، و كسي دروغ و نسبت نارواي او را رد نميكند؛ و ديدي كه بچهها به بزرگان احترام نميگذارند؛ و قطع رحم مي شود. و وقتي ديدي كه بد كار را ستايش كنند و او شاد شود، و سخن بدش به او برنگردد؛ و ديدي كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان كنند [ يعني به مانند آنان خود را زينت مي كنند]؛ و زنان با زنان ازدواج كنند و همچنين هنگامي كه ديدي آدم بدكار در چيزي مورد ستايش است كه خداوند آن را دوست ندارد؛ و ديدي كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند؛ و راه نيك بسته و راه بد باز است؛ و ديدي كه انسان ها به زبان ميگويند، ولي عمل نميكنند. و وقتي ديدي خانه كعبه تعطيل شده، و به تعطيلي آن دستور داده ميشود؛ و مؤمن، خوار و ذليل شمرده شود؛ بدعت و زنا آشكار شود؛ و مردم به شهادت و گواهي ناحق اعتماد كنند. و ديدي كه حلال حرام، و حرام حلال مي شود؛ و دين بر اساس ميل اشخاص معني مي شود، و كتاب خدا و احكام آن تعطيل مي گردد؛ و جرأت بر گناه آشكار شود، و ديگر كسي براي انجام آن منتظر تاريكي شب نگردد. و آنگاه كه ديدي مؤمن نتواند نهي از منكر كند مگر در قلبش؛ و ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد؛ و سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند؛ و واليان در قضاوت رشوه بگيرند؛ و پست هاي مهم واليان بر اساس مزايده است، نه بر اساس شايستگي . و آن زمان كه ديدي مردم را به تهمت و يا سوء ظن بكشند؛ و هنگامي كه زن بر شوهر خود مسلط شود و كارهايي كه مورد خشنودي شوهر نيست انجام ميدهد و به شوهرش خرجي ميدهد. و همچنين آنگاه كه ديدي سوگند هاي دروغ به خدا بسيار گردد؛ و آشكارا قماربازي شود؛ و مشروبات الكلي به طور آشكار بدون مانع خريد و فروش ميشود. و وقتي ديدي كه مردم محترم توسط حاكمان ظالم خوار شوند؛ و نزديك ترين مردم به فرمانداران آناني هستند كه به ناسزاگويي به ما خانواده عصمت (ع)، ستايش شوند؛ و هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده، و گواهي اش را قبول نميكنند. و آنگاه كه ديدي مردم در گفتن سخن باطل و دروغ با هم رقابت مي كنند؛ و شنيدن سخن حق بر مردم سنگين، ولي شنيدن باطل برايشان آسان است؛ و ديدي كه همسايه از ترس زبان همسايه به او احترام ميكند. و وقتي ديدي حدود الهي تعطيل شود، و طبق هوا و هوس عمل گردد؛ و ديدي كه مسجدها طلا كاري (زينت داده) شود؛ و ديدي كه راستگوترين مردم نزد آنها مفتري و دروغگو است. هنگامي كه ديدي بدكاري آشكار شده، و براي سخن چيني كوشش ميشود؛ و ستم و تجاوز شايع شده است؛ و غيبت، سخن خوش آنها شود و بعضي بعض ديگر را به آن بشارت دهند. وقتي ديدي حج و جهاد براي خدا نيست؛ و سلطان به خاطر كافر، شخص مؤمن را خوار كند و اما "علائم حتمي الوقوع" ظهور با استفاده از روايات معصومين عليهم السلام، اندك است. در روايتي امام صادق(ع) مي فرمايند: « پيش از ظهور قائم (عج) پنج نشانه حتمي است: قيام يماني، فتنه سفياني، صيحه آسماني، قتل نفس زكيه و شكافتن زمين و فرو رفتن عده اي در بيابان.» همچنين امام صادق عليه السلام فرموده است: « وقوع ندا [ي آسماني] از امور حتمي است؛ و سفياني از امور حتمي است و يماني از امور حتمي است و كشته شدن نفس زكيه از امور حتمي است و كف دستي كه از افق آسمان برون آيد از امور حتمي است. و سپس اضافه فرمودند: « و نيز وحشتي در ماه رمضان است كه خفته را بيدار كند و شخص بيدار را به وحشت انداخته و دوشيزگان پرده نشين را از پشت پرده بيرون ميآورد.» اميرالمؤمنين (ع) از رسول خدا(ص) روايت نموده كه فرمودند: « ده چيز است كه پيش از قيامت حتماً به وقوع خواهد پيوست: فتنه سفياني و دجال، واقعه دخان [دود]، ظهور دابه، خروج قائم، طلوع خورشيد از مغرب، رجعت عيسي، خسوف در مشرق، خسوف در جزيرة العرب، و آتشي كه از مركز عدن شعله ميكشد و مردم را به سوي بيابان محشر هدايت ميكند.» امام محمد باقر(ع) فرموده است:« در كوفه، پرچم هاي سياهي كه از خراسان بيرون آمده است، فرود ميآيد و وقتي مهدي(ع) ظاهر شد، براي بيعت گرفتن به سوي آن ميفرستد.» قابل ذکر است که وقوع اين علائم مختص به يک منطقه و کشور نمي باشد بلکه مربوط به کل دنيا است. يعني اين علائم در کل جهان به وقوع مي پيوندد.
- شرايط ظهور و تفاوت آن با علائم ظهور و نيز شرايط و موانع ظهور را بيان نماييد. شرائط ظهور را مي توان به شرايط تكويني ( يعني حوادثي كه به جهان هستي و زمين و آسمان و نفوس جانداران مربوط مي شود) و شرايط تشريعي ( كه به اعمال و رفتار آدميان تعلق دارد) تقسيم نمود. هر رويكرد جهانى كه در عرصه گيتى تحقق يافته و مى يابد ناگزير از نشانه هايى است. به ويژه رخدادهايى كه توسط پيامبران الهى خبر داده شده است. در اين ميان حركت جهانى امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ از اين قانون مستثنى نبوده و از نشانه هايى برخوردار است تا بشريت متوجه نزديك شدن و يا فرا رسيدن آن شوند. از وحى پيرامون زمان دقيق ظهور حضرت صاحب الزمان ـ ارواحنا فداه ـ سخنى نرسيده است بلكه دستور داده اند كه هرگاه كسى زمانى را تعيين كرد، او را تكذيب كنيد؛ ليكن براى آمدن آن حضرت نشانه هايى بيان فرموده اند كه برخى از آن علائم حتمى شمرده شده است. به اين معنا كه پس از تحقق اين امور، ظهور آن امام قطعى است؛ كه پنج علامت مى باشند. برخى اندكى پيش از ظهور، برخى چند ماه بعد از آمدن آن حضرت و برخى اندكى پيش از قيام نجات بخش آن حضرت پديدار مى شود. اميرمؤمنان على عليه السلام فرموده اند: آنچه كه به طور حتم پيش از قيام قائم تحقق خواهد يافت، به پا خاستن سفيانى و فرو رفتن گروهى در زمين بيدا و كشته شدن نفس زكيه و فريادى كه از آسمان بلند شده و خروج فردى از يمن. علائمى كه در اين مورد بيان شده قابل تغييرند حتى پر شدن زمين از ظلم. اگر چه تحقق اين مطلب قريب به حتم است؛ امّا رواياتى از معصومين عليهم السلام وارد شده كه اگر همه مردم دعا كنند امر غيبت به انتهاء ( پر شدن زمين از ظلم و جور) نمى رسد. اين خود حكايت از غير حتمى بودن اين نشانه ها دارد. ممكن است چنين تصور شود كه آمدن سفيانى در برگيرنده ظلم و جور فراوانى است! در جواب مى گوييم: اين در صورتى است كه مدت سلطنت او طبق روايات نه ماه طول بكشد وليكن نه ماه طول كشيدن حكومت وى نيز غير حتمى است و ممكن است در آن بداء شد و زمان حكومت ايشان يك ماه يا كمترطول بكشد و آنچه حتمى است تنها قيام است. بلكه برخى در مورد محتوم بودن همين پنج علامت نيز بيانى دارند كه وقوع اين رويدادها حتمى نيست بلكه علامت بودن آنها براى ظهور حتمى است. بدين معنى كه اگر اينها واقع شود حتماً ظهور و قيام آن حضرت را در پى داشته و اين امر تخلف ناپذير است؛ ولى ممكن هست اينها نيز اتفاق نيافتد و در اصل وقوع اينها بداء حاصل شود چنانچه حضرت جواد عليه السلام حتمى بودن خروج سفيانى را تأييد نموده و سپس بداء را در آن ممكن مى شمارد. و از سوى ديگر رواياتى اشاره به ناگهانى بودن امر فرج كرده و هم چنين شيعه را به انتظار لحظه به لحظه فرا مى خواند، كه مى بايست تحقق اين امر در هر لحظه حتى در صورت عدم به وقوع پيوستن نشانه هاى حتمى، امكان پذير باشد. نشانه هاى ظهور: خروج سفيانى، خروج حسنى، خروج يمانى، پرچم هاي سياه در ياري امام، كسوف و خسوف، پر شدن زمين از ظلم و جور، شهادت نفس زكيه، وقوع جنگ هاي بزرگ، حوادث طبيعي پيدايش مدعيان پِيامبري و امامت. عوامل زمينه ساز: جنگ ها، تكامل عقول، پيدايش افراد شجاع و غيور، ياران امام زمان، حاكميت ظلم و جور، جاذبه هاي قرآن و اسلام. موانع ظهور: براي ظهور حجت حق و ولي مطلق و تحقق حكومت واحد جهاني حضرت مهدي (عج) موانعي بر سر راه است كه تا برطرف نشود آن خورشيد عالم تاب در پس ابر غيبت خواهند ماند و جهانيان از فيض ديدار و حكومت عادلانه اش در محروميت به سر خواهند برد اوضاع فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اخلاقي جوامع كنوني بشر به شكلي است كه نه تنها آمادگي پذيرش در آنها ديده نمي شود بلكه مفاسد اين امور مانعي بر سر قيام جهاني آن حضرت است. خواجه نصيرالدين طوسي عبارت مشهوري دارد که: حدوده لطف، و تصرفه لطف آخر و عدمه منا. وجود امام (ع) لطف خداست و حكومت و دخالتش در امور لطفي ديگر. اما حكومت نداشتن او از سوي ماست. ( ما هستيم كه مانع ظهور و حكومت ايشان هستيم). در روايات ما به موانعي چون خوف از قتل، نداشتن ياران كافي، بي لياقتي جامعه و بي وفايي دوستان، حضور طاغوت هاي ستمگر، دشمني بدخواهان و غيره اشاره شده است. در حديثي از رسول خدا(ص) آمده است که: «لابد للغلام من غيبه. فقيل له : و لم يا رسول الله؟ قال يخاف القتل»: آن نوجوان ( حضرت مهدي كه هنگام شهادت پدر پنج سال داشت) ناگزير از غيبت است. گفتند چرا اي رسول خدا؟ فرمود: از كشته شدن بيم دارد همچنين در همان منبع از امام باقرعليه السلام نقل شده كه فرمود:« ان الله اذا كره جوار قوم نزعنا من بين اظهرهم»؛ هر گاه خداوند هم جواري ما را با قومي ( به خاطر بي لياقتي آنان نپسندد) ما را از ميان آنان بيرون مي برد. امام عصر(عج) در يكي از نامه هاي شريف خود به شيخ مفيد (ره) مي فرمايد : ... و ما از ذلت و حقارتي كه به شما رسيده آگاهيم و اين ذلت و خواري از آن روست كه بسياري از شيعيان به اموري گراييدند كه سلف صالح شما از آن دور و گريزان بودند، و پيماني را كه از آنان گرفته شده پشت سر انداخته اند. گويي كه از آن خبر ندارند. و در همان منبع ص 325 در نامه اي ديگر به او مرقوم فرمود : ... و اگر شيعيان ما نسبت به عهد و پيماني كه از آنان گرفته شده يك دل و هماهنگ بودند ميمنت ديدار ما برايشان به تأخير نمي افتاد. ... پس چيزي مانع ديدار ما نيست مگر امور ناخوشايندي كه از آنان به ما مي رسد و ما از آنان انتظار نداريم. و باز در همان منبع ص 284 در نامه اي در پاسخ اسحق بن يعقوب مي نويسد : اما علت غيبت من آن است كه هر يك از پدرانم ( ناخواسته) بيعتي از طاغوت زمانه بر گردن داشتند، و من غيبت مي كنم تا هنگامي كه خروج مي كنم بيعتي از هيچ يك از طاغوت ها بر گردن نداشته باشم. ( يعني قيام در شرايط فعلي روا نيست.) براي کسب اطلاعات بيشتر از علائم و نشانه ها و اوضاع و احوال آخرالزمان به كتاب "نوائب الدهور في علائم الظهور" نوشته مرحوم ميرجهاني كه در 3 جلد نگاشته شده، و همچنين كتاب عصر ظهور نوشته علي كوراني رجوع نماييد. - آيا در ميان ياران حضرت مهدي(عج) زن وجود دارد؟ اگر وجود دارد چند نفرند؟ در رواياتي از اهل بيت عليهم السلام به وجود زن در بين سربازان امام زمان عج الله تعالي فرجه الشريف اشاره شده است. در روايتي از امام صادق عليه السلام آمده است: « با حضرت قائم عليه السلام سيزده زن همراه است چيزي که مسلم مي باشد اين است که در بين ياران ويژه امام زن نيز وجود دارد . اما در تعداد آنها اختلاف است. در ضمن گاهي به اشتباه گفته مي شود که ياران امام 313 نفر مي باشند. حال آن که اين تعداد، حکم وزراي امام را دارند و ياران ايشان بيش از اين تعداد مي باشد. - آيا امام زمان(عج) بر اعمال ما ناظر هستند؟ اگر چنين است نحوه نظارت ايشان به چه نحوي است؟ امام عصر(ع) نه تنها بر اعمال ما بلكه به همه حوادث عالم احاطه علمي دارد. اثبات اين مطلب غير از تحليل چگونگي اين احاطه است. اثبات اين مطلب از راه نقل روايات متواتره اي ممكن است كه در جوامع حديث شيعه ـ مانند كافي، بصائر، كتب شيخ صدوق، بحارالانوار و غيره ـ ضبط شده است. به موجب اين روايات كه به حد و حصر نمي آيد امام از راه موهبت الهي، به همه چيز واقف و از همه چيز آگاه است و هر چه را بخواهد به اذن خدا با توجهي كه مي كند، مي داند. براي اين مطلب برهان عقلي هم اقامه كرده اند، كه به تعبير مرحوم علامه تقرير آن به سلسله اي از مسائل پيچيده عقلي متوقف است؛ و چون از موضوع سؤال خارج است، ما هم از آن مي گذريم. اما در مقام تحليل چگونگي اين علم به اجمال مي توانيم بگوييم كه امام زمان عليه السلام انسان كامل است، و انسان كامل آئينه اي است كه جز جمال و كمال و جلال خداوند چيزي را نشان نمي دهد ـ يعني هر آنچه از جمال و كمال و جلال حق در آن بتابد همان را نشان مي دهد. خاصيت آيينه شفاف آن است كه از خود چيزي ندارد، و هر صورتي كه در مقابل آن قرار گرفت همان را نشان مي دهد. به عبارت ديگر، انسان كامل مظهر اسم اعظم خداست، و اسم اعظم نه لفظ است و نه مفهوم، بلكه مقامي است كه هر كس به آن مقام رسيد مي تواند در عالم تصرف كند و منشأ كارهاي خارق العاده شود. بنابراين امام عصر عليه السلام كه مظهر اراده فعلي حق است، مي تواند با اراده خود هر چه را خواست در خارج از صحنه نفس خود محقق كند، يعني همانگونه كه با صدور فرمان "كن" ـ يعني باش ـ اراده تكويني خداوند محقق مي شود، با "بسم الله" آن حضرت عليه السلام نيز هر چيزي محقق مي گردد. "بسم الله" آن حضرت به منزله "كن" خداوند است. فعل خداي سبحان در موطن قلب امام عصر عليه السلام ظهور مي كند، چون او مظهر اسماء الهي است. اين اجمالي از مقام امام معصوم و انسان كامل بود، كه با توجه به آن علم او به حوادث عالم هم روشن مي شود. نكته اي در اينجا هست، كه استاد جوادي آملي حفظه الله درباره آن مي فرمايد: امام عليه السلام كه كون جامع و داراي همه نشات وجودي است، در مرتبه نورانيت و ولايت كليه، كه حقيقت امامت اوست ـ و نه اين بدن عنصري ـ به عنايت الهي مسلط بر همه عوالم هستي است، و چيزي از احاطه علمي آن حضرت مخفي نمي ماند. به عبارت ديگر، تمام حوادث بزرگ و كوچك نظام هستي حتي پلك زدن انسان ها، قيام و قعودشان، افتادن برگي از درخت و ... در معرض ديد ايشان است، و چيزي به نام زمان گذشته، حال و آينده براي وي ـ همان حقيقت نوري ـ مطرح نيست. ليكن وقتي آن حضرت به مرحله ماده و عالم طبيعت ـ يعني مرحله ناقص ـ مي رسد، مانند ديگران است؛ بدين معنا كه شايد چيزي را نخواهد بداند و از سيطره عالم كنوني او خارج باشد. البته فرق او با ديگران اين است كه ديگران به آن خزانه بي پايان راهي ندارند، لذا ممكن است دلشان بخواهد چيزي را بدانند، ولي نتوانند؛ اما صاحب ولايت كليه كه كليد دار آن خزانه بي پايان است، هر چه را بخواهد مي تواند بداند. از اينرو در روايت آمده است: « إن الإمام إذا شاء أن يعلم علم» يعني امام معصوم هر چه را بخواهد بداند، مي داند. - چه بايد بكنم كه لبيك گوي مهدي عليه السلام بشوم وبتوانم آقا را روزي ببينم؟ نكات ذيل برگرفته از روايات است و به عنوان وظايف شيعيان و منتظران واقعي حضرت (عج) خدمت شما عرضه مي شود. مرحوم سيد محمدتقي موسوي متوفي 1348 هـ ق در كتاب شريف "مكيال المكارم" به هشتاد مورد از وظايف منتظران اشاره فرموده اند. ما به طور اختصار به برخي از آنها اشاره مي كنيم. 1ـ دعا براي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و خود، تا به معرفت حضرتش نائل شويم 2 ـ شناخت صفات و سيره امام عليه السلام: 3 ـ رعايت ادب در همه موارد: امامي كه واجب الاطاعة و حجت خدا بر تمامي اهل زمين است، نامش محترم و يادش بسيار گرامي است. او پيشواي همه و چشم بيناي خدا در بين مخلوقات اوست. روزي اهل زمين به يمن وجود اوست و هر كس كه به مرتبه اي از مراتب كمال مي رسد از پرتو عنايات حضرت حق است كه از مسير امامت به ما رسيده است. 4 ـ عشق و علاقه نسبت به حضرت: 5 ـ علاقمند كردن ديگران به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف: 6 ـ انتظار فرج 7 ـ اظهار علاقه وافر براي ملاقات با آن حضرت. 8 ـ ذكر فضائل و مناقب آن حضرت، و شركت در مجالس امام شناسي. 9ـ صدقه براي سلامتي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف.
10 ـ بجا آوردن حج و عمره و زيارت مشاهد مشرفه به نيابت از امام 11ـ استغاثه به وجود مقدس امام عجل الله تعالي فرجه الشريف: 12ـ تجديد بيعت با امام عليه السلام 13ـ اجتناب از محارم "گفتم كه روي خوبت از من چرا نهان است گفتا تو خود حجابي ورنه رخم عيان است" "گفتم كه از كه پرسم جانا نشان كويت گفتا نشان چه پرسي آن كوي، بي نشان است"
علي عليه السلام فرمودند: « زمين خالي از حجت خدا نيست، لكن خداوند متعال، خلقش را از اين كه حجت را بشناسند نابينا و محروم مي نمايد و اين به خاطر ظلمي است كه بر خودشان روا داشتند.» « ظلم و جور با بصيرت سنخيت ندارد، و كسي كه در كلاس گناه و معصيت بسر مي برد هم سنخ با اولياي خدا نيست. لذا ديده اش از شناخت حضرت نابيناست.» حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، در توقيعي چنين مي فرمايند: « فما يحبسنا عنهم إلا ما يتصل بنا مما نكرهه ولا نوثره منهم»؛ محبوس نكرده ما را از دوستان، مگر خبرهاي ناگواري كه همواره از ناحيه آنان به ما مي رسد كه ناخوشايند است، در حالي كه ما آن كارها را از ايشان نخواستيم. 14ـ دوستي با صالحان 15ـ برائت از دشمنان خدا و اهل بيت عليهم السلام اميد است که اين مطالب راهگشايي در جهت کسب معرفت شما عزيزان در مورد قطب عالم امکان، حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد.
این هم از تلاش امروز ما به امید ظهور اقا |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1384ساعت 2:36 توسط ابر نو بهار
|
|
||